جشن تولد
جشن تولد یکسالگی با تاخیر در چهارده ماهگی
گل پسر ما عمو نوروزیه، به همین دلیل ما قبل از نوروز بساط جشنو آماده کردیم اما بخاطر مسافرتمون نشد که برگزار بشه و وقتی هم که برگشتیم چون تو نوروز بخاطر گلم سور داده بودیم بنا، بر این شد که منتظر بمونیم تا خونه جدیدمون آماده بشه و بعد جشن بگیریم و 20 اردیبهشت اومدیم تو خونه جدید و یازدهم خرداد روز چهارده ماهه و دو روزه شدن عزیز دلم جشن گرفتیم (بخاطر مهمونامون دو روز دیگه به تعویق اقتاد).
گل پسرم مدتی بود که روند خوابیدنش تغییر کرده بود و فقط روزی یکبار می خوابید و شب هم سر ساعت 9 خواب بود. اون شبم مهمونمون ساعت 9 رسید که عزیز دردونه خواب بود بهمین خاطر اول شام رو سرو کردیم و بعد از اون پارسا عسلی بیدار شد.


از خورشت ذرت و فسنجون هم یادم رفته عکس بگیرم
پارسا جونم وقتی بیدار شد یه کم بد اخلاق شد و بهانه میگرفت، ما هم میز رو چیدیم تا سرگرم بشه اما غافل از اینکه از عکس روی کیک خوشش نیومد و بیشتر ناراحت شد!!!

خلاصه اینکه عزیز دل رو که عاااااااااااااااشق آتیشه با آتیش آرومش کردیم و کتش رو پوشید و نشست البته نه تنها!!!!
بابا بهروز یکی یکی شمعها رو روشن کرد پارسایی هم خوشحالتر میشد.
نفسم آرزویم ابدی بودن شادی توست.....


فوت کردن شمع، که ایام نوروز آیدا و رضا به پارسا یاد دادن که چجوری شمعو فوت کنه و تو این مدت پارسایی مدام این کارو تمرین میکرده و حالا بخوبی انجام میده.

اما چاقو آوردیم گل پسر کیک ببره ولی اینقدر مسحور آتش شده که میل به هیچ کاری به جز آتیش بازی نداشت و میخواست که خودش شمع روشن کنه!

اینم از تزئینات جشن تولد رنگین کمانی




جشن تولد
